شمر بن ذی الجوشن را بهتر بشناسید.
در حادثه کربلا نیز، او از قاتلان و مسببان شهادت امام حسین علیهالسلام بود.چون مُسلمبن عقیل در سال ۶۰ در کوفه قیام کرد، شمر از جمله افرادی بود که از طرف عبیداللّهبن زیاد، حاکم کوفه، مأمور شد مردم را از اطراف مسلم پراکنده سازد.وی در سخنانی مسلم را فتنهگر نامید و کوفیان را از سپاه شام ترساند. پس از آنکه امام حسین به کربلا رسید، عمربن سعد، فرمانده لشکر کوفه، قصد جلوگیری از جنگ و خونریزی داشت و به دنبال راه حل مسالمتآمیز بود اما شمر، ابنزیاد را که به نظر میرسید با قصد ابنسعد موافق است، به جنگ با امام تشویق کردشمر برای حفظ سنّت قبیلهای و پیوندهای جاهلی، از آنجا که با ام البنین، مادر ابوالفضل عباسبن علی علیهالسلام، هم قبیله بود، خواست تا اماننامهای از ابنزیاد برای عباس و برادرانش بگیرد، اما آنها نپذیرفتند و در کنار امام ماندند .صبح روز عاشورا، شمر فرماندهی پهلوی چپ سپاه ابنسعد را برعهده گرفت وقتی عبداللّهبن عُمَیر کلبی به شهادت رسید، شمر به غلام خود (رستم) دستور داد تا با نیزهای همسر عبداللّه را که بر بالینش نشسته بود نیز به شهادت رساند.در عصر عاشورا و قبل از شهادت امام حسین، شمر قصد داشت به خیمه و خرگاه امام، که باروبنه و خاندانش در آن بود، حمله کند و آن را به تاراج برد اما امام او را از این کار برحذر داشت و شمر بازگشت. شمر به تیراندازان دستور داد تا بدن امام را هدف قراردهند. سپس با فرمان او، همه به سوی امام حمله بردند و کسانی از جمله سِنانبن اَنَس و زُرْعَةبن شریک ضربههای نهایی را بر امام وارد کردند.در برخی روایات گفته شده است که وی بر سینه امام نشست و سر او را از قفا جدا کرد.قبیله هوازن، به رهبری شمر، بیست سر و بنا به نقل ابنطاووس ، دوازده سر را به نزد ابنزیاد بردند. گفته شده است که شمر پیشاپیش عمربنسعد سرهای شهدا را حرکت میداد.
در پی قیام مختار ثقفی در سال ۶۶، شمر در جنگ علیه او شرکت کرد اما مختار وی و دیگر امرای اموی را در جنگ جَبّانة السَبیع (از محلههای کوفه) شکست داد. و شمر از کوفه گریخت. مختار جمعی را به همراه غلام خود (زربی) در پی او فرستاد. شمر غلام مختار را کشت و به قریهای به نام ساتیدما گریخت و از آنجا به قریهای به نام کلتانیه (بین شوش و روستای صمیره) رفت و نامهای برای مصعب بن زبیر فرستاد که آماده جنگ با مختار بود، اما برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، او را کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را پیش سگان انداختند.مختار نیز سر شمر را برای محمدبن حنفیه فرستاد. امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا به شمر گفت: «رسول خدا راست گفت که گویا سگ سیاه و سفیدی را میبینم که خون اهلبیتم را میآشامد». در زیارت عاشورا از شمر با لعن و نفرین یاد شده است.