شَمِربن ذی‌الجَوْشَن، کنیه‌اش ابوسابغه، از تابعین و رؤسای قبیله هوازن و از فرماندهان سپاه کوفه در واقعه کربلا.وی از تیره بنی‌عامربن صَعْصَعَه و از خاندان ضباب‌ بن کلاب بود.ازاین‌رو، از وی با نسبهایی چون عامری، ضبابی و کلابی  یاد کرده‌اند.در کتابهای لغت، نام او به صورت شَمِر آمده، اما در نزد عامه مردم به شِمْر معروف است.ظاهرآ، شمر واژه‌ای عبری و اصل آن شامر به معنای سامر (افسانه‌سرا، هم‌صحبت در شب‌نشینی) است.
در مورد تاریخ ولادت شمر اطلاع درستی در دست نیست. پدر شمر (ذوالجوشن) شُرَحبیل‌بن اَعْوَربن عمرو نام داشت . درباره سبب نام‌گذاری او به ذوالجوشن گفته شده است وی نخستین مرد عرب بود که زره برتن کرد و این زره را پادشاه ایران به وی داده بود، یا به قولی دیگر، از آن‌رو ذوالجوشن خوانده می‌شد که سینه‌اش برآمده بود.  به قولی نیز، نام او جوشن‌بن ربیعه بود.ذوالجوشن به خواسته پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم به اسلام آوردن وقعی ننهاد اما پس از فتح مکه، چون مسلمانان بر مشرکان پیروز شدند، اسلام آورد .
از مادر شمر به پلیدی یاد کرده‌اند، تا جایی که گفته‌اند وی هنگام جابه‌جایی گوسفندانش، به گناه آلوده شد و شمر از راه نامشروع به دنیا آمد.امام حسین علیه‌السلام نیز در واقعه کربلا، شمر را پسرزن بزچران خطاب کرده است .شمربن ذی‌الجوشن در ابتدا از یاران امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بود.وی در جنگ صفین، آن حضرت را یاری کرد و در مبارزه با ادهم‌بن مُحرِز باهِلی (از سپاه شام)، صورتش به شدت مجروح گشت ، اما بعدا از علی علیه‌السلام روی گرداند و از دشمنان پر کینه او و خاندانش شد.شمر هنگام دستگیری حجربن عدی (از صحابه پیامبر و از یاران علی علیه‌السلام )در سال ۵۱، جزو کسانی بود که نزد زیادبن ابیه به دروغ شهادت داد که حجر مرتد شده و شهر را به آشوب کشیده است.

در حادثه کربلا نیز، او از قاتلان و مسببان شهادت امام حسین علیه‌السلام بود.چون مُسلم‌بن عقیل در سال ۶۰ در کوفه قیام کرد، شمر از جمله افرادی بود که از طرف عبیداللّه‌بن زیاد، حاکم کوفه، مأمور شد مردم را از اطراف مسلم پراکنده سازد.وی در سخنانی مسلم را فتنه‌گر نامید و کوفیان را از سپاه شام ترساند. پس از آن‌که امام حسین به کربلا رسید، عمربن سعد، فرمانده لشکر کوفه، قصد جلوگیری از جنگ و خونریزی داشت و به دنبال راه حل مسالمت‌آمیز بود اما شمر، ابن‌زیاد را که به نظر می‌رسید با قصد ابن‌سعد موافق است، به جنگ با امام تشویق کردشمر برای حفظ سنّت قبیله‌ای و پیوندهای جاهلی، از آنجا که با ام البنین، مادر ابوالفضل عباس‌بن علی علیه‌السلام، هم قبیله بود، خواست تا امان‌نامه‌ای از ابن‌زیاد برای عباس و برادرانش بگیرد، اما آن‌ها نپذیرفتند و در کنار امام ماندند .صبح روز عاشورا، شمر فرماندهی پهلوی چپ سپاه ابن‌سعد را برعهده گرفت وقتی عبداللّه‌بن عُمَیر کلبی به شهادت رسید، شمر به غلام خود (رستم) دستور داد تا با نیزه‌ای همسر عبداللّه را که بر بالینش نشسته بود نیز به شهادت رساند.در عصر عاشورا و قبل از شهادت امام حسین، شمر قصد داشت به خیمه و خرگاه امام، که باروبنه و خاندانش در آن بود، حمله کند و آن را به تاراج برد اما امام او را از این کار برحذر داشت و شمر بازگشت. شمر به تیراندازان دستور داد تا بدن امام را هدف قراردهند. سپس با فرمان او، همه به سوی امام حمله بردند و کسانی از جمله سِنان‌بن اَنَس و زُرْعَةبن شریک ضربه‌های نهایی را بر امام وارد کردند.در برخی روایات گفته شده است که وی بر سینه امام نشست و سر او را از قفا جدا کرد.قبیله هوازن، به رهبری شمر، بیست سر و بنا به نقل ابن‌طاووس ، دوازده سر را به نزد ابن‌زیاد بردند. گفته شده است که شمر پیشاپیش عمربن‌سعد سرهای شهدا را حرکت می‌داد.

در پی قیام مختار ثقفی در سال ۶۶، شمر در جنگ علیه او شرکت کرد اما مختار وی و دیگر امرای اموی را در جنگ جَبّانة السَبیع (از محله‌های کوفه) شکست داد.  و شمر از کوفه گریخت. مختار جمعی را به همراه غلام خود (زربی) در پی او فرستاد. شمر غلام مختار را کشت  و به قریه‌ای به نام ساتیدما گریخت و از آنجا به قریه‌ای به نام کلتانیه (بین شوش و روستای صمیره) رفت و نامه‌ای برای مصعب ‌بن زبیر فرستاد که آماده جنگ با مختار بود، اما برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، او را کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را پیش سگان انداختند.مختار نیز سر شمر را برای محمدبن حنفیه فرستاد. امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا به شمر گفت: «رسول خدا راست گفت که گویا سگ سیاه و سفیدی را می‌بینم که خون اهل‌بیتم را می‌آشامد».  در زیارت عاشورا از شمر با لعن و نفرین یاد شده است.